|
In Memoriam
یادبود درگذشتگان همائی

تقدیم
به زنده یادهای درگذشته ِهمایی
رَفتی
رفتی،
از این سراچه ِمـَستی رفتی، به
بـیکرانه ِ هـََسـتی
همه
این شعر را درصفحه اشعار رضی مدنی بخوانید.
___________________________________________________________________


آقای حمید اسلامیان
با کمال تاسف دوستان ازایران اطلاع دادند که همکارمان آقای
حمید اسلامیان سرمهماندار ارشد بوئینگ 747 هما در تاریخ 30 تیرماه 1387
چشم از جهان فروبسته است. نامبرده متولد 1331 بود و درتاریخ 1 مرداد 1353 به
استخدام هما درآمده و درتیرماه 1382 بازنشسته شده بود.
ازنامبرده دو دختر بنام ها کتایون 24 و کیانا 18 ساله بجا مانده که
هردو درحال تحصیل میباشند.
اعضاء اکسیر، گروه کارکنان پیشین هواپیمایی ملی ایران،
درگذشت ایشان را به خانواده و وابستگان و بازماندگانش تسلیت گفته و یادش را گرامی میدارند. روانش شاد.


درسوگ سیروس
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست،
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود،
صحنه پیوسته بجاست،
خرم ان نغمه که مردم بسپارند بیاد
با دلی شکسته و روانی آزرده برایم بسیار دشوار بود که در ماتم سیروس،
عزيزی كه چهل سال به
دوستی وصفا ومحبتش
خو كرده بودم، بنویسم
.سیروس
گیتی خیلی عزیز من و همای من بود، او دوست من و
خویش
من و همکارم بود. برایم باورنکردنی ومشکل است که از این پس دیگرصدای
گیرای او را نشنوم وچهره مردانه ومهربانش را نبینم.
دیروز وقتی هما با چشمان اشکبارش زیرلب زمزمه میکرد،
"گلم
بودی، گلم بودی، چرا رفتی"
وجودم سوخت. سیروس
زندگی
را با همه خوبیها و بدی ها و شیرینی و تلخی هایش دوست داشت.
اوعاشق خانواده اش بود و برای آنها از هیچ کاری فروگزارنمیکرد. ورزش
را خیلی دوست داشت بیشتر ورزش ها را کار کرده بود. خط زیباش فراموش
نشدنی است. طبع لطیفی داشت و از شعرو ادب لذت میبرد
یکی از آرزوهایم این بود که هرگاه که به خانه پدری برگردم در محضرش
بنشینم و او برایم شعرهای حافط را که بهترین آنها را از بر بود
بخواند و تفسیر کند.
سیروس در حدود سه ماه پیش مبتلا به سرطان کبد شد. با تمام نا امیدی
هایی که دکترها القاء کرده بودند، خانواده و بستگانش امید به درمانش
را ازدست ندادند، اما متاسفانه پس از یک دوره درمان درد آور درروز
پنج شنبه سوم مرداد 1387 (24 جولای 2008) در سن 75 سالگی خاموش شد.
درد او پایان گرفت و درد ما آغاز شد.
سیروس ازبدو پایه گزاری هما به آن پیوست و پس از چند سال خدمت در
دفترتیمسار خادمی مدیرعامل، ازاوائل 1970، به قسمت بازرگانی منتقل و
بعنوان رئیس هما مامور کشورهای چین، ژاپن، مصر و درنهایت سوریه
گردید. پس از بازگشت به تهران تا بازنشستگی اش مسئول امور شعب هما
بود.
اکسیر، گروه کارکنان پیشین هما درگذشت او را به همسر و فرزندانش
سروش، سپهر، سوگل و ساناز و تنها خواهر وبرادرانش تسلیت میگوید.
دوستان درصورت تمایل
میتوانند تسلیت خود به خانواده آن شادروان را به آدرس این ایمیل
بفرستند: guity.family@gmail.com
عباس عطروش
تورنتو 5 مرداد 1378 - 26 جولای 2008

آقای احمد
قلی بیگیان
با کمال تاسف اطلاع حاصل کردیم که
دوست وهمکارمان آقای احمد قلی بیگیان از قسمت مهندسی و تعمیرات که چند
سال مقیم شهر تورنتو درکانادا بود، پس از مدتی مبارزه با بیماری در روز 12 می
2008 درگذشته است.
گروه کارکنان پیشین هواپیمایی ملی
ایران "هما" این ضایعه رابه خانواده ایشان تسلیت گفته وبقاء عمرآنها را آرزو
مند است.

دوستان اطلاع دادند که خانم فروغ فروغی همکار مهماندار ما
ازعملیات پرواز درروز 11می 2008 درکالیفرنیا درگذشته است.
خانم فروغی
در 9 آذر ماه 1346 درهما استخدام شد
و در
25 اسفند 1351 پس از ازدواج از هما مستعفی و
ايران
را بسوی امریکا
ترك كرد.
ضمنا
ايشان خواهرخواننده هنـــرمند
و
معـــروف
شادروان
فريدون فروغی
بود.
اکسیر درگذشت
این همکاررا به خانواده ایشان تسلیت میگوید.
اگرآدرس
ایمیلی از خانواده ایشان بدست آمد باطلاع خواهیم رساند که دوستان اکسیر در صورت
تمایل مراتب تسلیت خود را اعلام دارند.


امروز صبح
(شنبه 11 خردادماه 1387) خبر غم انگیز زیر را از
دوست و همکارهمایی خانم پری انصاری ازتهران دریافت کردیم:
بـرای انان كه ميروند آغاز راه است
و
برای آنان كه ميمانند آغازانـــدوه!
با سلام و آرزوی سلامتی شما ، متأسفانه حامل خبر
از دست دادن يكــــــی از همكاران بسيار بسيار عزيز و مهربان كه
نامی نيــــكو ويكدنيا مهــــرورزی از خود بجایگذاشت
ميباشم. ايشان مهـــــيار مهـــــرورز سر ميهماندار عزيز و ارجمند كه
در تاریخ 6 خرداد 1387، در سن 55 سالگی بدرود حيات گفت و حقيقتی غير قابل كتمان كه نام فاميل
اين گرامی و عزيز يكی ازبا حقيقت ترين نام فاميل است زيرا ايشان به
واقع شخصيتی در كمال مهربانی وقابل احترام بودند.
پرواز بدون بازگشت اين همكار مهربان وارجمندم را
به خانواده محترم ايشان وهمكاران و همائيان عزيز تسليت عرض نموده و
برای ايشان از درگـــاه پــــروردگارطلب عـــــلو درجات را دارم.
دوست و همکارعزیزما آقای
مهرورز دریکم آبان ماه 1355 به هما پیوستند
واز
ميهمانداران دوره ششـــــم (6) مدرسه عالی ميهمانداری بودند و مدت
29 سال خدمت خالصانه و صادقانه در كادر پــــرواز داشته اند كه مدت
يكسال در اواخر خدمت خود را در بــريفينگ ميهمانداران مشغول به كار
بوده اند و با عنوان سرميهماندار ارشد ناوگان بوئينگ 747 در تاريخ
فوق الذكـــر ( اواخر 1384 ) به افتخار بازنشستگی نائل گرديده بودند.
از
ايشان دو فرزند ذكور به يادگار مانده اند بنامهــای آقايان شاهين 19
سال و شايان 16 سال كه برای فرزندان گرامی و عزيزشان و هســــر
ارجمندشان صبرو سلامتی آرزو داريم.
دوستان میتوانند مراتب تسلیت خودرا به خانواده ایشان به آدرس ایمیل
فرزندشان آقای شاهین مهرورز
Legolas_elf10@yahoo.com
بفرستند.
با تقديم صميمانه ترين مراتب سپاسگزاری،
پری
انصاری
اعضاء اکسیربه خانواده و بستگان و دوستان
آقای مهیار مهرورزصمیمانه تسلیت گفته و یاد این همکار را
گرامی میدارد.
گل هر چه بیشتر صفا میدهد به باغ
گلچین روزگار اندی امانش نمی دهد
می ترسیدم برای خواندن کامل خبر به صفحه مرتبط مراجعه کنم اما اسم
زیبنده اش را خوانده بودم تنم لرزیده بود نمی خواستم باورکنم انسان
مهربان ودوست شفیقی که نامش با حقیقت وجودش کاملا یکی است افرادی
راکه شیفته مهر خود کرده بود تنها گذاشته وبه سفر ابدی رفته باشد .توصیف
انسانیت وشایستگی همکار
عزیز مهیار مهرورز
در این مختصر نمیگنجد،
افسوس وهزار افسوس. باهمه
بسوگ
نشستگانش همدردم
یکبرگ اسکناس یکصدریالی که نوروز سال 1380 عیدی او
به دوستان بود
همیشه همراهم بوده وخواهد بود روح وروانش شاد یادش گرامی باد.
-
حسین سراج


درگذشت غم انگیز
مهندس نصراله فرسایی، دوست همکار دیرینه ما و یکی از مدیران
ارشد قسمت مهندسی و تعمیرات هما، بعلت سرطان لوزالمعده
Pancreasو
پس از یک دوره بیماری نسبتا طولانی، در روز سه شنبه 20 می 2008
در شهر ارواین کالیفرنیا، موجب تاسف
وتاثر همه دوستان همایی او گردید. مهندس
فرسایی مرد بسیار مهربان و خوشنامی بود که دوستان وهمکارانش
از او بخوبی یاد مکنند.
ما هرکز خدمات مهندس
فرسایی به همای ایران را فراموش نخواهیم کرد.
مهندس فرسایی تا اواسط سال 1966 با شرکت هواپیماسازی بوئینگ در سیاتل
کارمیکرد و همزمان با خرید نخستین هواپیمای بوئینگ 727 هما به ایران
رفت و به استخدام هما درآمد. سپس هنگام سفارش هواپیماهای بوئینگ 747
بعنوان نمایند هما دربوئینگ مجددا به سیاتل رفت. او پس از مراجعت به
ایران بعنوان مدیرارشد برنامه ریزی ناوگان هما
و ارتباطات فنی منصوب شد و تا زمان
انقلاب در این سمت بود.
مهندس فرسایی از خود دو فرزند دختردارد که درکالیفرنیا زندگی میکنند.
ما این ضایعه را به همه خانواده و بستگان مهندسی فرسایی بویژه همسر و
فرزندان ایشان تسلیت میگوییم و یادش را گرامی خواهیم داشت.
دوستانی که
میخواهند مراتب تسلیت خودشان را به خانواده فرسایی منعکس نمایند
میتوانند ای میل خود را به آدرس ایمیل دخترایشان خانم سپیده
فرسایی بفرستند
Sepidehfarsai@yahoo.com
- خبردرگذشت آقای فرسایی موجب تاسف بسیارمن شد. من بمدت 11 سال
مسئول بودجه قسمت مهندسی و تعمیرات بودم و من ایشان را خوب
میشناختم وازنزدیک با ایشان کار میکردم. چه انسان شریفی بود. روانش
در آرامش باد.
- مهرداد منعم پور
-
ذهن انسان مادام که زنده است خاطرات خوب و بد را همواره در نهان خانه
خود حفظ می کند. زنده یا د دوست عزیزِ ما آقای مهندس فرسایی باور
ندارم که هیچگاه خا طره بدی برای اطرافیان دور یانزدیک خود باقی
گذارده باشد.
با آنکه مردِ بزرگی بود تواضع و متا نت دو خصیصه شاخص این زنده
یا د بود.
با تا سُف
-
آیرج دنیایی

آقای جعفر اسکندری
پور
آگاهی پیدا کردیم که متاسفانه همکار و
دوست قدیمی ما آقای جعفراسکندری پور در تهران درگذشته است.
آقای اسکندری پور ازکارکنان قدیمی
قسمت مالی هواپیمایی ایران و سپس هواپیمایی ملی ایران بود. ما درگذشت
ایشان را به خانواده و دوستانشان تسلیت میگوییم.


سرلشگر علی اصغر رفعت،
مردی
از دیار خوبان به ابدیت پیوست
تیمسارسرلشگر رفعت پس از مدتی بیماری و بستری در بیمارستان،در نیم روز دوم فروردین
1387(21 مارچ 2008) در جنوب کالیفرنیا بدرود حیات گفت ودل عده زیادی را شکست.
تیمسار رفعت در25 دیماه 1292( 15 ژانویه 1914) زاده شد و در هنگام وفات 94 سال
داشت.
او هم اهل کار و خدمت بود و هم دوستی و معرفت. ازجوانی پرواز را دوست داشت، پرواز
کرد وپرواز آموخت. تعداد جوانانی که به همت اودرزمانی که آموزگارو سپس رییس باشگاه
هواپیمایی کشوری بود بسیارند. او یکی از محبوب ترین امیران ارتش ایران بود و در
هرصنفی دوست و رفیق بسیار داشت. او درنیروی هوایی و درتمام بخش های هواپیمایی
غیرنظامی مانند باشگاه هواپیمایی، سازمان هواپیمایی کشوری، هواپیمایی ملی ایران
خدمت کرد. تیسمار رفعت هواپیمایی پارس یا "پارس ار" را که تنها هواپیمایی بعد از
هما بود که درایران اجازه حمل مسافر داشت، درسال 1969 پایه گزاری کرد، اما این شرکت
بعد از انقلاب جزء اموال دولت درآمد.
خدمات تیمساررفعت به کشور بسیاربود، او ضمن اینکه صاحب منصب و مقام بود، افتادگی اش
بینظیر بود. این مرد نازنین پیش از اینکه رییس باشد برای همه یک دوست عزیز و
مهربانی بود و همکارانش درهمه سازمانهایی که او درآنها کار کرد خاطرات خوش ساعات
وروزهایی را که با او گذرانده بودند فراموش نخواهند کرد.
ما
هماییان یاد او را گرامی خواهیم داشت و درگذشتش را به همسرشان خانم پریچهررفعت و
فرزندان و همسرانشان وخانواده دادستان بویژه به دوست همایی کاپیتان ارشیردادستان
(برادر خانم رفعت) تسلیت میگوییم. دوستان میتوانند مراتب تسلیت خود را به ایمیل Mahtab@cox.net
که
متعلق به آقای منصور رفعت پسرشان است بفرسند. روانش شاد.
ضمنا ازشما دعوت میکنیم به مقاله ای که درسال 2004 بمناسبت مراسم گرامیداشت و سپاس
از خدمات تیمسار توسط اکسیر، گروه کارکنان پیشین هواپیمایی ملی ایران "هما" نوشته
شده توجه فرامیید.
برای دیدن قطع بزرگ این عکس ها روی
هرکدام کلیک
کنید.

Bahram Sabet (Sabet-ghadam)
Young to Die

Another sad news, another broken heart and loss of a young
colleague and friend. This time it is Bahram Sabet, who had a long time to
live, but alas his life was cut short. Our Homaie colleague and Bahrams'
very close friend, Mehdi Tabesh, has written this piece on his good life and
sad loss.
I
never thought one day I had to write about my friend Bahram
Sabet. He was my very close friend and room mate. After he
graduated from Northrop University he served Iran Air as B727
and B707 Flight Engineer. He got married with a great lady and
lived in Iran till Iran Iraq war broke out. Bahram and Barbara
returned to the US in 1981 when David was two and Joey was born.
They lived in LA, and Bahram went back to school to get his
degree and masters in Aviation Administration. He started
teaching at a private high school and then began teaching at Cal
State LA in 1985. He taught in the CIS department teaching
computer classes. He also taught part-time throughout the years
at several Junior Colleges like Long Beach City College. Katie
was born in 1989. The kids grew up and while still teaching,
Bahram opened up a part-time business called MIS computers in
Buena Park. He built and sold PCs.
In
1994, Bahram and Barbara split up but remained friends. He lived
in and around the Cerritos area and continued teaching at CSULA.
He was involved in several business ventures with friends and
kept busy with a new wife and a new daughter Sasha who was born
in 2004. He continued teaching and enjoying his children until
his death on Dec.19, 2007 at the age of 51. He would have turned
52 two weeks after his death. He left four children: David (28),
Joseph (26), Katie (18) and Sasha (3). Bahram had a full, busy
life and enjoyed his job and his children. He was a good
provider to his family and a friend to many. He will be
remembered for his help to so many people. He will be missed
dearly by his family and friends.
I lost a good
friend and a real brother.
Mehdi Tabesh
Bahram had a short life,
but he used most of his 52 years positively and contributed
to this world.
EXIR members, extend their
deep condolences to Bahram's family, particularly to his parents
and siblings, his wife and children David, Joseph, Katie and their
mother, and wish them an excellent and prosperous future life,
what their father always wished for them.
Friends who want to send
condolences to the family, can kindly send emails to his sister,
Beheshteh Sabet at:
sabetvallejo@hotmail.com
or
Katie Sabet at:
ktno10@yahoo.com


یاد لهجه شیرینت بخیر
روز اول نوامبر، از سیاتل ایمیلی داشتم که رامونا دختر دلسوخته کاووس عباسیان نوشته بود: "هرچند برای من هنوز خواب و خیالی بیش نیست، اما این
یک حقیقت تلخ است که پدرم روز 30 اکتبر2007 بعلت سکته قلبی
درگذشت."
کاووس متولد سال 1936 بود.
ماه جون 2005 که گردهم آیی ما در ونکوور برگزار میشد قرار بود یکی از
شرکت کنندگان قطعی آن کاووس عباسیان باشد که با طی سه ساعت از راه
زمین از سیاتل به ونکوور میامد. اما دوروز پیش از گردهم آیی
بمن تلفن کرد و با
دلگیری ونارحتی اطلاع داد که که نمیتواند شرکت کند.
پزشکان تشخیص داده بودند که اومبتلا به سرطان پروستات است و بایستی
درمان خود را هرچه زودتر شروع کند. دراین دوسال وچند ماه گذشته او با
روحیه ای بسیار نیرومند و امیدوار درمان و مبارزه نمود. اما متاسفانه
این درمان ها بویژه از نوع شیمیایی آن روی قلب او هم تاثیر گذشت و
درحقیقت این قلب او بود که جوابش کرد.
من کاووس را از پیش آنکه به هما بپیوندد میشناختم. او اوائل سال
1962 که "هما" تازه آغاز بکار کرده بود با ذوق و شوق زیادی به
دفترهواپیمایی شیراز بدیدن من که آن زمان از کارمندان "هواپیمایی ایران" شرکت سلف "هما"
بودم آمد وگفت دارم همکارتان میشوم و تعدادی پرسش
داشت. او درآن زمان در شیراز کار خوب و آبرومندی داشت اما عشق و
هیجان کارهواپیمایی آنقدر وجودش را گرفته بود
که حاضر بود از کار و شهرو دیار خود بگذرد.
دیری
نپایید که به تهران رفت و چندی بعد هم رئیس اداره استخدام شد. درکارش
دقیق بود و احساس مسئولیت میکرد. او سالها برای هما دروازه بان صادقی
بود که تمام سعی خود را مینمود که بهترین ها وارد هما شوند و انصافا
هم همانطوریکه دیدیم هما سالها ازنطر کیفیت کارکنان و مدیران اداری و
متخصص بهترین نمونه سازمان های کشوربود که عده بسیاری افراد واجد
شرائط را در دل خود جا داده بود. بازهم همانطوریکه میدانیم درکشورما
کسانی که در این سِمَت کار میکنند زیر فشار زیاد و گرفتارجنگ
اعصابند، چون از دوستان و همکاران گرفته تا بزرگان
کشوری و لشکری همه میخواهند سفارش استخدام دوست و بستگان خود را بنمایند.
دراین میان این سفارش ها گاهی با مهربانی و برخی با تهدید و
تعدادی هم همراه با
پیشنهاد هدایا است.
اما کاووس
دراین میان بجز منافغ و صلاح هما چیز دیگری را مد نظر نداشت و
درصد بزرگی از 12000 نفر کارکنان هما را با روش درست و طبق مقررات
استخدام نمود.
دوران خدمت کاووس عباسیان با هما همزمان با وقوع انقلاب پایان یافت و او با
فاصله کوتاهی در سال 1979همراه با خانواده خود به امریکا مهاجرت نمود و در شهر
سیاتل ایالت واشنگتن اقامت نمود.
کاووس مرد
بسیار مهربان، دوست داشتنی، کوشا و سخت کاری بود. اوشوخ
و خوش
مشرب بود وصحبت و نشست و برخواست با او لذت بخش. از مشخصه هایش یکی زدن
پاپیون و دیگری صحبت با لهجه شیرین جهرمی اش بود که تا آخر زندگی آنرا ترک نکرد. او
دوستان زیادی داشت که خبر درگذشتش آنها را دل شکسته
غمگین خواهد کرد و رنگ زمینه سطر اول
فهرست هماییان برای همیشه سیاه خواهد شد، چون نام
کاووس همیشه سطر اول بود .
جای او درمیان ما خالی خواهد بود و دوستان و همکارانش یادش را گرامی
خواهند داشت.
کارکنان پیشین هما درگذشت او را به خانواده و بستگانش بویژه همسرش
خانم گیتی عباسیان و فرزندانش رامونا و جاوید تسلیت میگویند.
روانش شاد و یادش گرامی.
دوستان مراتب تسلیت خود به خانواده کاووس را میتوانند به ایمیل
خانم رامونا عباسیان:
ramona_abbasian5@hotmail.com
ارسال دارند.


بازهم درسوگ یار دیگری
تلفن زنگ زد. خلیل بود. فهمیدم چرا تلفن کرده،
اما دلم میخواست بمن دروغ بگه. بگه حال دوستمان بهترشده و رو به بهبوده. اما گفت انچه را
که دلم نمیخواست بشنوم. با
صدائی که درونش پر از درد و غم بود، گفت "عباس جان، داود رفت." رفتنش خیلی زود
بود، اما رفت و دل های سوخته بسیاری را بجا گذاشت.
من نمیدانم، اما شاید بهتر
بود که ماهم مانند کارکنان سازمان های دیگر که نه همدیگر میبیند و نه از
هم خبری دارند بودیم که از دست دادن یاران عزیزمان با خبر نمیشدیم. اما
بنظر میاید این همبستگی استثنائی همائیان ناگسستنی است. سال گذشته، او با
تمام حال ناخوش اش با همسرش به گردهم آئی آمد و بین دوستان و همکاران
پیشینش صفا کرد.
داود قدیمی یک پارچه احساس بود. همه حرف ها و
حتی ای میل هائی که یا برای اکسیر
یا خصوصی برای دوستانش میفرستاد همه نشان از انسانیت داشت. افتادگی
و آرامش او هم از همین انسانیتش ریشه میگرفت. یادم است، چند سال پیش، روزی که آن عکس معروفی که درآن یک کرکس
درچند متری یک کودک نحیف افریقائی درانتطارمرگ او نشسته بود که
اورا غذای خود
و جوجه هایش بکند، برایم فرستاد،
میدانستم که با دیدن آن عکس با تمام وجودش گریسته بود و آنرا به این نیت
برای دوستان فرستاد که آنها را درغم خود شریک کند. با این وصف او با تمام
قلب رئوفش، انسان مثبت و امیدواری بود. امیرکسروی میگفت آدم وقتی با او
روبرومیشد هم آرامش و هم انرژی میگرفت.
داوود قدیمی از کارکنان قسمت مهندسی و تعمیرات هما بود. او
جزء نخستین گروه جوانان دانش آموخته و سرشار از استعدادی بود که هرساله هما از
میان هزاران نفری که برای ورود به قسمت مهندسی و تعمیرات و عملیات پرواز تن به
آزمایش میدادند انتخاب شده بود. او پس از پایان دوره ابتدائی و گذراندن برنامه
OJT و گرفتن گواهینامه FAA
وهواپیمائی کشوری ایران جزء نخستین گروه تکنسیین های جوانی بود که به قسمت
مهندسی هما پیوست. او دوره های هواپیمای F27 و
کارخانه Rolls Royce را گذرانده بود و مدتی
در پروژه هما در آبادان کارکرد. درتهران بازرس عمده واحد مهم کنترل کیفی بود و
سپس سرپرست واحد نمای داخل و خارج هواپیما شد. داوود بعد از انقلاب و تا پیش از
ترک ایران کارکنان عملیات پرواز و مهندسی و تعمیرات را آموزش میداد و مدتی هم
مهندس پرواز بوئیینگ 727 شد.
بعد ازورود به امریکا در میانه های 1980
در شرکت هواپیمائی America West بعنوان
تکنیسین و آموزگار هواپیماهای بوئینگ 737، 757، 747 و ارباس 320 تدریس کرد.
برای چند سالی نیز ازطرف امریکا وست به صورت وام در اختیار بخش آموزشی شرکت
کنتینتال گذاشته شد اما مجددا به قسمت آموزش امریکا وست برگشت. او 3 سال
پیش بدلیل بیماری بازنشستگی زود رس گرفت.
داوود مدت نسبتا طولانی با بیماری خود مبارزه کرد اما
درنهایت بیماری لعنتی براو غلبه نمود و درروز یکشنبه 16 سپتامبر 2007 از پای
درآمد و به ابدیت پیوست.
داوود سه فرزند برومند، دکتر نیما، یلدا و پانی قدیمی دارد.
ما درگذشت اورا به همسر ایشان خانم وحیده قدیمی، و فرزندان عزیزش تسلیت
میگوئیم.
دوستانش چهره دوست داشتنی اورا همیشه بیاد خواهند داشت و
یادش را گرامی میدارند. بدرود داوود.
دوستان میتوانند پیام های تسلیت خود
را به دکتر نیما قدیمی به آدرس ایمیل:nghadimi@msn.com
بفرستند.
ازدوست عزیزمان خلیل بوئینی بخاطر تهیه
بیوگرافی داوود سپاسگزاریم.


امير
قاسم وكيلي شاهمير
با کمال تاسف اطلاع یافتیم همکارو دوست دیرینه همائی ما
امير قاسم وكيلي
شاهمير،
پس از یک
دوره بیماری در روز
۸
۲
مرداد ماه
۶
۸
۳
۱
(۹
۱
اوت
۷
۰
۰
۲
) در تهران درگذشته است. همکاران و دوستان شاهمیر که سالها یکی از
خدمتگزاران قسمت خدمات فرودگاهی هما بود، به اتفاق از او بعنوان یک
انسان خوب و نیکنام یاد میکنند.
داریوش ملکی معاون پیشین مدیرعامل هما – خدمات فرودگاهی پس از شنیدن
درگذشت اونوشت: "دوست ندارم خبردرگذشت شاهمیر، مرد خوش چهره ای که
همیشه لبخند برلب داشت، را باور کنم. او مردی قابل اعتماد و صمیمی
بود که همه کارکنان قسمت دوست داشتند با او کار کنند. ازیک طرف احساس
مسئولیت و جدی بودنش درکار و ازطرف دیگرروش ملایمش، اورا
همکاردلخواهی کرده بود. روانش در آرامش باد."
احمد
شفیعی، رئیس ارشد پیشین هما درفرودگاه مهرآباد، مینویسد:"من شادروان
شاهمیر را بعنوان مردی بسیار بامعرفت، همیشه آماده بکار، مطلع درحرفه
خود و وفادار به هما میشناختم. مرگ او زودرس بود و ازاینکه دوست
عزیزی را ازدست میدهم بسیار متاسفم. او در درمیانه های دهه
۰ ۶
۹
۱
بعنوان کارمند رمپ استخدام شد و بدلیل صداقت وسخت کاری زودتراز زمان
معمول به پست سرپرستی رسید. شاهمیر درزمان تصدی من دراواخردهه
۰
۷
۹
۱
به سمت کفیل رئیس ایستگاه تهران و سپس بعنوان رئیس ایستگاه تهران و
بعد توکیو و درنهایت به ریاست سرویس های پشتیبانی خدمات فرودگاهی
منصوب گردید. من مردانگی و محبت دوستانه اورا هیچگاه فراموش نخواهم
کرد که روزهای جنگ بدلیل اینکه بیشتر اوقات برق محل کار ما قطع میشد،
او برای گرم کردن دفتر من یک بخاری علاءالدین به اداره آورد. من
بعدها فهمیدم که این بخاری تنها بخاری خانه آنها بوده است."
کارکنان هما درگذشت اورا به همسر، فرزندان و دیگر اعضاء خانواده اش
تسلیت گفته و یادش را همیشه گرامی خواهند داشت. روانش شاد و خرم باد.
دوستان میتوانند مراتب همدردی و تسلیت خود را بوسیله ای میل دختر آن شاد روان به آدرس fedra@cox.net
ارسال دارند.


دکترپرویز کیقبادی زندگی را بدرود گفت
دکتر پرویز کیقبادی یکی از معاونین وسپس مشاورمدیرعامل هما در
اموراداری و آموزشی دراوائل دهه
۰
۷
۹1،
در روز
۹
۲
جولای
۷
۰
۰
۲
در سن
۷
۸
درتورنتو کانادا درگذشت. نامبرده دانش آموخته دانشگاه های تهران،
بروکسل، کلمبیای نیویورک، کالیفرنیای جنوبی و استانفورد و استاد
دانشگاه و رئیس دانشکده اموراداری وبازرگانی دانشگاه تهران و عضو
فعال انجمن مدیریت ایران ودارای نوشتار و کتابهای متعددی در زمینه
مدیریت بود.
دکتر کیقبادی یکی از مردان شریف و ادیب روزگارما و از استادان مبرز
دانش مدیریت پیشرفته در ایران بود که افزا بر آموزش این
علم، به
سازمان های دولتی وغیر دولتی ایران نیز خدمات برجسته ای نمود.
دکترکیقبادی در زمینه آموزش به هما خدمات با ارزشی نمود ودلبستگی
زیادی به هما داشت وهمیشه پیشرفت های این سازمان را با علاقه دنبال
مینمود. دکترکیقبادی بعنوان یک انسان وارسته و دوست داشتنی خاطره ی
بسیار خوبی از خود بجا گذاشت. نامبرده در آموزش علم مدیریت مدرن به
جوانان میهن ما خدمت زیادی نمود. همائیان درگذشت وی را به خانواده
ایشان تسلیت گفته و
خاطره اورا زنده نگه میدارند.
روانش شاد و یادش گرامی باد.
دوستان میتوانند مراتب همدردی خود به خانواده دکترکیقبادی را بوسیله
دخترشان، دکتر نوشا کیقبادی به ایمیل
nkeyghob@gmail.com
ارسال نمایند.


Loss of a Friend
It is with much sorrow
that we have to announce the demise of our
old time colleague and to many of us a
friend, Aratoon Zovelian.
Aratoon was a veteran
and loyal Iran Air cabin crew for more than two
decades, from flying DC-3s aircraft to
B747s. During all this years, he served Iran
Air flight services department, first as flight attendant and purser
and later promoted to the position of
flight services superintendent in charge of
Iran Air flight attendants.
Aratoon was very popular among his colleagues for his good humorous
attitude and was respected for his positive
character and patience. During his service, he trained many members of
our flight service crew.
Aratoon was born in Esfahan,
in 1936 and started working with Iranian Airways early 1960s and
continued his services until early 1980s. In mid 1983s after he
resigned from Iran Air, he joined his family in Californian,
where he was living eversince.
Aratoon passed away in
Glendale, California, on July 10, 2007. No specific reason for his
death is yet known.
EXIR, the Group of Iran Air
Former Employees extends its sincere
condolences to Mrs. Zovelian, their daughter Adrineh,
son Ara, relatives and
friends of the family.
May his soul rest in peace.
EXIR friends can send their
condolences to his family through Adrineh by email:
joeadojasjen@charter.net or calling her home (818)
551-1306 or cell (818) 679- 1096.

کاپیتان فرزین
گرایلی
چندی پیش خبر رسید که همکار پیشین همائی کاپیتان
گرایلی درگذشته است. دو تن از دوستان سعی کردند درستی یا
نادرستی این خبر تاسف انگیز را بررسی کنند که بدلیل عدم دسترسی به اعضاء
خانواده ایشان امکان پذیرنشد. متاسفانه امروز (20 اردیبهشت 1386- July 11. 2007)
این خبر توسط یکی از دوستان ازتهران تایید گردید و اطلاع حاصل شد که ایشان شش ماه
پیش بعلت حمله قلبی در فرانسه درگذشته است و جنازه اش به ایران منتفل و درآنجا
بخاک سپرده شده است.
ما درگذشت این همکار را به خانواده و دوستانش تسلیت
میگوئیم. متاسفانه هیچ نشانی برای تماس با خانواده ایشان موجود نیست.

بیاد کاپیتان بهرام یوسفی و دیگر
جان باختگان هما در پرواز رشت 1375

11 سال پیش درچنین ماهی در روز 20 خرداد ماه 1375
(9 ژوئن 1996)
چهار تن از همکاران خوب ما دریک سانحه هوائی دلخراش جان باختند.
در این روز هواپیمای بوئینگ 727 -
EP-IRU
که با 7 تن سر نشین متشکل از خلبان، کمک خلبان، مهندس پرواز و گارد
درحال پرواز آموزشی و تمرین بودند، در فرودگاه رشت به زمین خورد.
یکی از خلبانان زبده و جوان هما که دراین تصادف جان خود را از دست
داد کاپیتان بهرام یوسفی بود، که درگذشت نا بهنگام و غم انگیزش،
خانواده و همکاران اورا برای همیشه داغدار نمود.
بهرام یوسفی در روز 14 خرداد
1338 همروز با
5 ژوئن 1959
زاده شد و پس از پایان تحصیلات و گذراندن چندین آزمون دشوار از
میان متقاضیان خلبانی انتخاب و به هواپیمائی ملی ایران «هما»
پیوست. وی پس از پایان آموزشهای مقدماتی در مرکز آموزش هما در
ایران در سال 1978 همراه با 10 تن دیگر از دانشجویان خلبانی هما که
گروه های شماره 20 و21 را تشکیل میدادند برای ادامه آموزش و
گذراندن دوره کامل و نهائی خلبانی به امریکا اعزام گردید.
در آن سالها، هرچند همه دانشجویان خلبانی هما که از میان صدها
متقاضی برگزیده میشدند از هوش، دانش و تندرستی برجسته ای بهره برده
بودند، اما بهرام یوسفی به گواهی بسیاری از همکارانش، درضمن خدمت
استعداد وافری از خود نشان داد که موجب پیشرفت سریع او در حرفه
مورد علاقه اش گردید و بخاطر صفات برجسته و پسندیده اش مورد ستایش
فراوان دوستان و همکارانش بود.
هراچ کایزاکیان، یکی از رؤسای با سابقه عملیات پرواز هما است که
خدمات ارزنده اش در پیشرفت این قسمت و بویژه در ارتباط با
دانشجویان خلبانی، اززمان انتقال مسئولیت آموزشی خلبانان به این
قسمت، از دید همائیان پنهان نیست. نامبرده بدلیل ارتباط نزدیکش
با دانشجویان خلبانی هما، با بیشتر این جوانان آشنا بود. او
میگوید: "بهرام و هم دوره هایش دراواخر 1979 زمانی که به ایران
برگشتند، با وصف اینکه برنامه مشخصی وجود نداشت، این گروه موفق شد
با گذراندن آموزش و آزمون های لازم گواهی نامه معادل ایرانی خلبانی
بازرگانی خود را روی هواپیماهای چند موتوره بگیرند. بهرام پیشرفت
چشمگیری داشت و همزمان که خلبان ارباس بود، آموزگار بوئینگ 727 نیز
گردید. اوجوانی بسیار برازنده، مهربان، پخته و درتصمیم گیری هایش
پایبند مقررات بود. دریک کلام او بسیار جوانمرد و نمونه کامل اخلاق
والای انسانی بود."
خانم فرانک یوسفی، همسر بهرام درباره او میگوید، "بهرام انسان به
تمام معنا خوبی بود ودر نخستین لحظه رویاروئی با دیگران روی آنها
تاثیر میگذاشت. او، با دانشی که داشت
نخست دربرابر کشور و هم میهنانش و سپس سازمانی که برای آن کار
میکرد احساس مسئولیت مینمود. او تنها مرد زندگی من بود و
تا دم مرگ اورا دوست داشتم و پس از آن نیزبقیه عمر خود را با
خاطرات شیرین او زندگی میکنم. همکاران او نیز معتقدند که او نه فقط
یک پدر و شوهر نمونه، بلکه درکارش نیزاز بهترین ها بود. او ستاره
ای بود که در آسمان «هما» درخشید اما متاسفانه خیلی خیلی زود خاموش
شد."
او سپس ادامه میدهد، "من میل دارم که از آقای فرامرز فرهاد خلبان
دیگری که دوست بهرام وجوانی شادی آفرین بود یاد کنم. فرامرز و
بهرام با هم در این پرواز بودند. خانواده ایشان نیز درهوستون،
تکزاس، شهری که ما درآن زندگی میکنیم اقامت دارند و خوشبختانه
روابط دوستانه و پایداری با هم داریم."
بهرام یوسفی دوفرزند نازنین، بنام بهاره و بهادر، بجای گذاشت که
میتوانید عکس آنها را در بخش
"فرزندان همائیان" ببییند.
انسانها به این جهان میایند و میروند و فقط خاطره انسانیت، خوبی
ها و نام نیکشان برای همیشه بجا میماند.
ما همائیان یاد جان باختگان عزیز هما را در پرواز روز بیستم خرداد
ما 1357گرامی میداریم و به روانشان درود میفرستیم. روانشان شاد.

خبرتاسف انگیز درگذشت دو تن از دوستان

علی حُــر
همزمان با بهروز کردن این وبسایت، با کمال
تاسف اطلاع یافتیم که دو نفر از دوستان و همکاران خوب و عزیز ما
آقایان، مهندس علی حر و بهرا م سعید زاده درامریکا وایران در
گذشته اند. متاسفانه در حال حاضر فقط دسترسی به ایمیل آقای سهیل
ناجی
sohailnaji@yahoo.com
فرزند آقای حرداریم که دوستان میتوانند برای گفتن تسلیت با
ایشان تماس بگیرند. درصورتیکه به ایمیل خانواده آقای سعید زاده
دسترسی پیداکردیم، باطلاع شما خواهیم رساند.
گروه کارکنان پیشین هما، یاد این عزیزان را
گرامی داشته و درگذشت آنها را به خانواده هایشان تسلیت گفته و
آرزوی تندرستی برای آنها دارند.
عکس علی حر مرحمتی دوست عزی |